می‌رسی.. و رفتن آغاز می‌شود!

دیشب مربی توو گروه نوشته پدر کاف فوت کرده... 


همه یه پیام یه خطی تسلیت براش نوشتیم... 


کاف بعد چند ساعت تایپ کرده که با اینکه ناراحته دور از انتظار نبوده براش چون میدونسته پدرش مبتلا به سرطانه ولی خود پدرش در جریان مریضیش نبوده... 


امروز بعد اینکه چشمام رو باز کردم اولین چیزی که یادم اومد کاف 19ساله ی دانشجوی پزشکی عه ،با همون کیمونوی سفیدش که بعد هر تمرین گره جلوییش باز میشه ،کافی که همیشه ردیف اول وایمیسته و من تا مدت ها معتقد بودم آدم کم حرفیه هر چند دیگه همچین فکری نمیکنم ...

کافی که دیروز پدرش رو از دست داده... 


امیدوارم در آرامش باشه.... 




*عنوان از علی سید صالحی


[ دوشنبه 14 اسفند 1396 ] [ 06:23 ] [ nesa.banoo ]