زنانه ترین ناگفته های حوا

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...
زنانه ترین ناگفته های حوا

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...

تفکیک جنس از جنسیت

«زن زن به دنیا نمی آید؛ بلکه زن می شود».

این جمله چه معنایی دارد؟ بگذارید از یک آزمایش مشهور شروع کنیم که برای بررسی تاثیر رفتارهای قالبی و کلیشه ای بر نحوه رفتار و داوری های افراد انجام شده است:


طی این آزمایش نوزادی در یک اتاق قرار داده شد. به پدر بزرگ و مادر بزرگی گفته شد که نوزاد داخل اتاق که دختر است، نوه شان است و می توانند برای اولین بار او را ببینند. سپس همین حرف به پدر بزرگ و مادر بزرگ دیگری زده شد اما به آن ها گفته شد که نوه شان پسر است.


بررسی رفتار های این دو گروه بسیار جالب بود. در برخورد با نوزادی که جنسیتش دختر اعلام شده بود پدر بزرگ و مادر بزرگ چنین سخنانی می گفتند: « چه کوچولوی نازی! چه دست های ظریفی داره! چقدر ساکت و آرومه! » اما در برخورد با همان نوزاد، که این بار جنسیتش پسر اعلام شده بود، واکنش مادر بزرگ و پدر بزرگ جملاتی بود مانند: «چه پسر تپلی! اخم هاش رو ببین! مشت هاش رو چقدر محکم بسته. معلومه از اون پسرهای قوی و پرزور می‌شه.» نتایج بررسی های دیگر پژوهشگران مشخص می کرد که مراقبت از نوزاد پسر و نگرانی از بیماری او کمتر است.


در آزمایش دیگری تعدادی مقاله برای داوری به چند استاد دانشگاه داده شد. به بعضی از آنها مقاله های بدون اسم داده شد و به بعضی دیگر مقاله هایی که اسم نویسنده داشتند. نتایج نشان داد وقتی که استادانی از جنسیت نویسنده مقاله آگاه بوده اند نمره کمتری به مقاله زنان داده اند، در حالی که همان مقاله، وقتی بدون نام بوده، نمره بیشتری از استادان گرفته است.


مشاهدات و آزمایش های مشابه بسیاری در نقاط مختلف دنیا انجام شده که همه آن ها، فارغ از فرهنگ و نژاد، سرانجام مشابهی را نشان می دهند؛ اینکه انسان ها از بدو تولد و گاه حتی پیش از تولد تحت تاثیر کلیشه های جنسیتی ای هستند که به آن ها دیکته می کند که باید چگونه باشند و چطور فکر و عمل کنند. بسیاری از رفتارهای افراد متناسب با انتظاراتی است که از طریق تربیت در خانواده و جامعه به آن ها تحمیل می شود.


اما نتایج عملیِ چنین پژوهش هایی در زندگی زنان و مردان چیست؟ پاسخ این است که آگاهی و سپس رهایی از این کلیشه ها کمک می کند که فرد به صِرف جنسیتش از برخی حقوق محروم و به برخی امور محکوم و مجبور نشود. جای زن تنها و تنها در خانه و جای مرد تنها و تنها در بیرون از خانه انگاشته نشود، و خانه داری تنها وظیفه فطری زنان و نان آوری تنها مسئولیت ذاتی مردان تلقی نشود. اینجاست که گفته می شود رفتاری که از فرد به عنوان زن یا مرد انتظار می رود ساخته و پرداخته جامعه ای است که در آن تربیت و پرورش یافته است.


جنس تنها زن بودن یا مرد بودن افراد را با ویژگی های طبیعی آن ها تعیین می کند؛ اما زنانگی و مردانگی یا رفتارهای زنانه و مردانه حاصل ویژگی هایی است که به زن یا مرد نسبت داده و در ادبیات مطالعات زنان با عنوان جنسیت خوانده می شوند.


در اندیشه قالبی و مبتنی بر کلیشه های جنسیتی، زن به صرف زن بودن احساساتی و مراقبت کننده تلقی و برای مشاغل تربیتی و پرستاری مناسب دانسته می شود و مرد به دلیل مرد بودن خشن و منطقی تلقی و مناسب مشاغل فنی و تکنولوژیک دانسته می شود. 


با تفکیک مفاهیم «جنس» از «جنسیت» و پذیرش این تفکیک و استقلال این دو مفهوم از هم و فطری نبودن کاستی ها و شایستگی ها در زنان یا مردان، برخی از حقوق یک طرفه لغو می شود، مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان افزایش زیادی پیدا می کند و دیگر بهانه ای برای ادامه بسیاری از محرومیت ها و تحمیل ها باقی نمی ماند. بی شک این به سود همگان است، پس پیشگامش باشیم.


یاسمن_کرمی


یک نفر

هر کسى 

باید یک نفر را 

داشته باشد

تا 

حالش از تنهایی‌ 

دَرد نکند ... 

 

امیر_وجود


انتخاب شما چیست ؟

امروز خواندم یکی از دوستانم، پایین یکی از عکسهای پر از انرژی مثبتش، نوشته بود: 

" خوشبختی یک انتخاب است.  "


راستش از همان وقت، همین یک جمله توی ذهن من بارها و بارها چرخید. 

یاد گفتگوی دونفره ی خودم با دوست دیگری افتادم که چند روز پیش، مرا به دیدار عصرگاهی غیرمنتظره ای ، توی یکی از کافه های شهر دعوت کرد و آخر صحبتهایمان در باب زندگی ، به من گفت که همه چیز به قلب آدم ربط دارد.

 به حال و هوای جاری توی خانه ی دلش.

 به اینکه یک بخش مهم خوشبختی ، تصمیم به خوشبخت بودن است و یا بهتر بگویم لازمه ی رسیدن به شادی درونی ، اول از هرچیز، اراده به یافتن و داشتن آن است و عجیب من حرفش را قبول داشتم.


اینها را نوشتم بگویم، فارغ از اینکه چگونه شد که اینطور شدیم، بسیاری ازما به غم روزگار خوردن و دست نکشیدن از حسرت های بزرگ و کوچکمان، معتادیم! 


به ماندن توی زمستانی که دائم زیر لب زمزمه کنیم هوایش " بس ناجوانمردانه است" ... معتادیم ! 


باید با خودمان کمی تمرین خلق کردن حال خوش کنیم.

 تمرین عبور قاطع و محکم از اتفاقات آزاردهنده ی جهان پیرامون. 

تمرین جوانه زدن، 

سبز شدن، 

بهار را، 

خوشبختی را به خانه آوردن ...


ما باید خودمان دست به انتخاب بزنیم.



" مریم عندلیب "


در انتظار بهار

اگر پرندگان به بهار ایمان دارند

پس چرا من در انتظار بهار نباشم؟

بهاری که خود را در آن شکوفا کنم

شاید بهار ما در این هستی نباشد

شاید وقتی دیگر از راه رسد

این زندگی شاید، زمستانی است

زمستانی در انتظار بهار ...


جبران_خلیل_جبران


هشت مارسی که گذشت...

‌هشت مارس


سخن بر سر برتری یک جنسیت بر دیگری نیست، بلکه مسئله تبیین دو نگرش در مناسبات و روابط انسانی است. آدمیان در آفرینش با یکدیگر برابرند و تبعیض میان حقوق مرد و زن مفهومی نخواهد داشت.


احترام به توانایی ها و حقوق هر دو جنس، دلیلی بر انکار جایگاه جنس دیگر نیست؛ بلکه تاکید بر این نکته است که باید از قابلیت های هر دو جنس در جای مناسب استفاده نمود.


هشت مارس روز جهانی زن، روز آگاهی مدنی، روز مبارزه با تبعیض جنسیتی و جشنی برای دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زنان است؛ در اصل روز مبارزه علیه تبعیض و مبارزه برای برابری حقوق و شرایط برابر و بهتر برای زنان.


شاهدیم زنان هنوز در موارد زیادى در خانواده، در اجتماع و یا در محیط کار مورد خشونت قرار مى گیرند. هنوز قوانین مرد سالار و زن ستیز در بسیاری از جوامع پابرجاست. بیش از نیمی از بی سوادان جهان را زنان تشکیل می دهند؛ این به معنای عدم برابری در دسترسی به امکانات آموزشی برای زنان است.


روز جهانی زن روز مبارزه با قاچاق و خرید و فروش و سو استفاده جنسی و ابزاری از زنان و تلاش برای بهبود وضعیت زنان است .


هشت مارس روزی برای همبستگی علیه هرگونه تبعیض بر اساس جنسیت است. امید است در جای جای این جهان زنان با باور توانایی خویش و آگاهی به ستمی که در طول تاریخ بر ایشان رفته بتوانند گام های بعدی را در راستای رفع نگاه و تبعیض جنسیتی و توهم « جنس دوم » بودن بردارند.


این روز را به زنان خانه دار، زنان سرپرست خانوار، زنان کارگر کارخانه های تولیدی، زنان کارمند، آموزگاران شب شکن، پرستاران، زنان نویسنده و هنرمند، دختران فروشنده، دختران قالیباف، دختران خردسال فال فروش و گل فروش داخل مترو و خیابان ها، زنان دانشمند، زنان کارتن خواب و همه کسانی که برای بهبودی وضعیت زنان و جامعه ای بهتر کوشیده اند، تبریک گفته و پیمان می بندیم که برای فردایی بهتر برای زنان و مردان جامعه مان بکوشیم و دست در دست هم برای تغییر مبارزه کنیم.


برکت :)

یه آقای مسن عه... 

یه نگاه مهربون داره... 

میگه تا وقتی که دست یه زن به چیزی به کاری نخوره ،اون کار برکتی نداره:)


تابستان در راه است

محیا میگه :استاد اصلاً مگه بهار وقته امتحان دادنه ؟این مردم کشور مقصد چرا امتحاناتش رو نمیدازن برا تابستون ؟

استاد میخنده میگه :شما به بزرگی خودت ببخش... من حتماً زنگ میزنم به یه مقام مسئولی میگم که این مشکل بزرگ رو حل کنه... 


محیا میخنده و وسط خنده هاشم میگه :دلم برا تابستون که بیکارم تنگ شده... 


میگه تابستون و من پرت میشم به سالای قبل... 

وقتایی که 12-13ساله بودم و توو تراس خونه ی عزیزجون با موبایل عزیزجون آهنگ گوش میدادم... 

یاد وقتایی که خیره به درختای سر به فلک کشیده ی پارک میشدم... 

یا وقتی میرفتم پشت بوم خونه ی عزیزجون و به خیابون شلوغ شهر زادگاهم خیره میشدم... 


میگه تابستون و من پرت میشم به تابستونای چندسال اخیر که اصلاً دوستشون نداشتم... 


تعطیلات ،آخر هفته ها، کلا چندان برام خوشایند نیست حالا بلاتکلیفی خودمم که بهش اضافه میشه عملاً تابستون رو میفرسته ته ته ته ته ته ته ته ته لیست چیزایی که دوستشون دارم... 


میگه تابستون اما فکرم درگیر بهار پیشرو عه... 


میره پای تخته که جواب مسئله رو پیدا کنه و من لیست دانشگاه ها و ظرفیت هاشون رو توو ذهنم مرور میکنم... طبق معمول به شوخی سر به سر استاد میذاره و استادم یه بچه پرویی نثارش میکنه و میخنده... 


فکرم درگیر رسوندن و دوره کردن کتابامه اما کیف میکنم از هوای خوب آخرین روزای اسفند که وعده ی یه بهار پر شکوفه رو میده...