زنانه ترین ناگفته های حوا

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...
زنانه ترین ناگفته های حوا

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...

هم بسوزی؛ هم بسازی؛ هم بتابی در جهان آفتابی؟ ماهتابی؟ آتشی؟ مومی؟ بگــو...!

خونه ی عزیز جون بودن مثل همیشه خوب بود... 

خیلیم خوب ^_^


*عنوان از مولانا 



دانی چه می‌رود به سر ما زِ دستِ تو ...

من با این همه حرف و این جای خالی چه کنم ؟


*عنوان از سعدی

برگشتم....

برگشتم شهر دانشجویی... 


زخم هایت را دوست داشته باش ...

پرسیدم: این زخم ها کِی فراموش می شوند؟

گفت: نخواه که فراموش شوند، بخواه که همراهت شوند.

گفتم: پس حالا حالا ها باید این زخم ها را به تن بکشم...

گفت: این زخم ها یک مرز هستند، مرز بین چیزی که بوده ای و چیزی که شده ای

این مرز را باید از حالا به بعد در زندگی ات حفظ کنی، در انتخاب هایی که خواهی داشت، در رابطه ات با آدم ها.

به مرور می بینی این زخم ها برایت قابل درک می شوند و دیگر آنقدرها دردناک نخواهند بود؛

و این یعنی زخم ها به جای زخم تبدیل شده اند و به " تجربه" تغییر ماهیت داده اند.


در پیچ و خم های زندگی وقتی نگاهت به آنها می افتد یادآورِ درس هایت می شوند و کمکت می کنند که قدم های بعدی را محکم تر و سنجیده تر برداری.

این زخم ها را دوست داشته باش، آنها تو را پخته تر کرده اند.



#پریسا زابلی پور


مرا به خانه ام ببر که شهر شهرِ یار نیست

اومدم خونه ی عزیز جون... 




*عنوان از ایرج جنتى


دل قوی باید داشت!

این خستگی آمده که آمده باشد.

همچنین این کار، 

همچنین این گرفتاری‌های بی‌امان. 

بگذار بیایند. 

بگذار ببارند.

مگر به باران توان گفت مبار؟ 

مرد است و کار، 

گُرده‌ی مرد است و بار

و خوش یُمن باد این زحمت.

دل قوی باید داشت!




کلیدر

محمود دولت آبادی 


همین

ای دل!

به سردمِهریِ دوران،

صبور باش...!


#رهی معیری