-
خونم
سهشنبه 29 خرداد 1397 00:14
امتحان کمر رو دادم ، خونه رو تحویل صاحبخونه دادم ، وسایلمو امانت سپردم دست مربی،از خوابگاه برای ترم جدید اتاق گرفتم وبرگشتم ایران.... امیرعلی شیرینی چهارتا کمری رو که یه جا امتحان دادم، میخواد که قرار شده وقتی برگشتیم براش بخرم... مامان نتونست دوری و دلتنگی رو تحمل کنه بابا هم دور بودن از مامان و پسر کوچولو رو ، در...
-
زمان...
دوشنبه 21 خرداد 1397 13:34
زمان می گذرد. خیلی چیزها تغییر می کند. یک روز به خودت می آیی و میبینی که دوستان واقعیت را نشناخته ای و دشمنانت به تو لبخند میزنند! کسانی را ازیاد برده ای که زمانی جزو بهترین هایت بوده اند ؛ با آدمهای جدیدی آشنا میشوی که هرکدام حس جدیدی درتو می کارند و گاهی خاطره ای قدیمی را درتو زنده می کنند ؛ بوی عطرشان گاهی قلبت را...
-
تعطیلات
چهارشنبه 16 خرداد 1397 03:40
امتحانا تموم شده... با نمره ی 95 قبول شدیم:) امتحان کمر کاراته درپیشه:)
-
مغرور فروردینی...
دوشنبه 7 خرداد 1397 02:28
باشه بشه همونی که میخواستی و میخوای... امیر علی میگفت هنوزم تصمیمت همونه... به امیر علی و نسترن و مامان گفتم که دیگه این بحث تمومه... به گمونم شد همونی که میخواستی...نمیدونم چرا...شاید دیگه مهمم نباشه... میپرسن ازت میگی هنوزم دوستش دارم اما نه نباید وابسته شم... میخونن از چشمام بدون اینکه بگم دوست دارم اما هم مسیر...
-
سر می رودگل از سبد،عطر از گل،باد از عطر،چنان که تصویر از آیینه و زیبایی تواز چشم من.
چهارشنبه 2 خرداد 1397 14:12
از خجالت آب شدم وقتی علی بهم گفت خاله فهمیده فکر و حسم درباره ی تو چیه.... و اینکه از تو هم پرسیده.... یا رضا و امین و وحیدو یه تعداد دیگه از دوستامونم به همین نتیجه رسیدن..... یعنی این چند ماه رو سرمون عین کپک زیر برف بوده و خبر نداشتیم.... تو که میدونستی من نمیدونستم... اگه علی نمیگف بازم متوجه نمیشدم.... *عنوان از...
-
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم.
چهارشنبه 2 خرداد 1397 13:55
تا حالا شده فکر کنین بقیه از چیزی که سعی داشتین کسی ازش باخبر نشه،با خبرن؟ خنده هام، چشمام،چشمات، بی خبر از ما بقیه رو خبر دار کردن.... وقتی که خودمونم نمیدونیم آخر مسیر عه یا هنوزم هم مسیریم.... امان از چشمای من....پوووووووووووف..... *عنوان از مولانا
-
نسترن:)
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 01:11
قبلا گفته بودم که امیر علی به همکلاسیش علاقمند شده.... جالبه اینکه بعدا متوجه شدم بر حسب اتفاق این خانم کوچولو همسایه ی ماست... یه ماهی میشه که با نسترن صمیمی تر شدیم....زیاد خونمون میاد و می مونه با مامان و پسر کوچولو هم رابطه اش خوبه:)
-
روز های بهاری...
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 20:17
روزای بهاریم با باد های گرم اینجا میگذره.... برای نوشتن ،موضوع زیاده اما خب کمتر مینویسم.... شاید نمیخوام ثبت شن....
-
شبیه کودکے پیش رفیقانش زمین خورده درونم بغض بـےرحمےستـ؛، اما کم نیاوردم...
شنبه 22 اردیبهشت 1397 00:15
کاش یکی به من بگه چته... بر عکس خودت که کم حرفی چشمات پر حرفه... خودت کمک کن... زور من تنهایی نمیرسه... یا اگرم بشه اون موقع من خستم از بس زور زدم تا بخونمت... مثل من که به تو کمک میکنم برای شناختنم توم کمک کن.... ضررت به من نمیرسه... با خودت نامهربونی همین منو میرنجونه لجباز فروردینی! *عنوان از سیدسعیدصاحبعلم
-
مدتى هست که حیرانم و تدبیرى نیست ...
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 04:33
بعضاً دلم میخواد یکی بیاد بگه طرز برخورد با تو اینه! ولی کسی نمیاد هیچ یا خودم باید کشف کنم هر چند خودت کمکی نمیکنی یا این کتابو ببندم بذارم کنار.... بالام رو گذاشتم دم دست... به موقع نرسی عادت همیشگیم کار دستم میده.... *عنوان از وحشى بافقى
-
هر چه بادا باد :)
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 23:45
آدم عاقل میفهمه که از غم خوردن ، کاری ساخته نیست ! میزنه زیر خنده ... هر چه بادا باد ... #هوشنگ_مرادی_کرمانی
-
خدا رو چه دیدی؟
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 22:42
خدا رو چه دیدی؟ شاید غصه رد شد
-
یک عدد خرس قطبی!:)
شنبه 8 اردیبهشت 1397 19:42
آخ که این روزا خواب چقدر میچسبه ولی کو وقت برا خوابیدن! :)
-
تمرگیده بودم به تنهایی خویش مرا تو به اغوای بیراهه بردی ...
جمعه 7 اردیبهشت 1397 23:17
نه که زندگی راکدی داشته باشم نه که هیچ اتفاقی نیفته ولی بین همه ی خنده ها و شوخیام ساکتم... میذارم دور شی تا دور شم... هر قدر نزدیک بیای من نزدیکتر میام... اما وقتی وایمیستی یا دور تر میری میذارم بیشتر بری .... بعدشم میدونم... دور تر میرم... زیاد به امیرعلی میگم عجول نباش بذار ببینیم زمان چی برامون پیش میاره... همینا...
-
:)
جمعه 7 اردیبهشت 1397 22:58
دل که تنگ است کجا باید رفت... #فریدون مشیری
-
در جواب پناه عزیز :)
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 13:31
یعنی خوابیدن این روزا چقدررررررررررررر میچسبه :) +یکی از دوستان در مورد دانشگاه من سوال پرسیده بود باید بگم که با توجه به تجربیات خودم و دوستام در مورد شرایط دانشکده های پزشکی چندتا کشور یه سری اطلاعات دارم ولی این بستگی به این داره که مورد تایید بودن دانشگاه از طرف کشور ما برای شما مهم باشه یا نه ،شرایط مالی زندگی...
-
هرکسی باید یه داستان داشته باشه...
شنبه 1 اردیبهشت 1397 23:49
شب هایی هستن که کلافه روی تختت غلت می زنی، کلافه از درد بی داستانی! هرکسی باید یه داستان داشته باشه، یه داستان دراماتیک که بتونه واسه بقیه تعریف کنه، شب ها بغلش کنه و بهش فکر کنه. البته نه که اصلا داستان نداشته باشی، داری، اما به خودت قول دادی که فراموشش کنی... قهوه سرد آقای نویسنده روزبه معین
-
زن ها
شنبه 1 اردیبهشت 1397 01:06
زنانی با اندیشه های متفاوت را دوست دارم مثلا زنانی که اهل نوشتن از ماه و سال و بوسه نیستند آنهایی که از شکوفه از بنفشه از عطر شالیکاری برنج می نویسند آنهایی که بوی بهار نارنج می دهند باران را می فهمند برف را می پرستند آنهایی که دیدن خدا برایشان منوط به دین نیست آنهایی که مطهرند به یک ذهن پاک زنانی را دوست می دارم که...
-
دوشنبه ی عزیز :)
دوشنبه 27 فروردین 1397 18:59
دوشنبه ها یعنی شروع ماراتن هفتگی من ولی با تمام دوندگی و خستگی دوستش دارم :)
-
:)
چهارشنبه 22 فروردین 1397 12:14
اونقدر بدو بدو میکنم این روز که اصلاً رمقی برا نوشتن نمیمونه! ولی بازم خوبم خدا رو شکر :)
-
:)
پنجشنبه 16 فروردین 1397 15:42
بعضی آدما شبیه خواب بی دغدغه شبای تعطیلن آااای می چسبن آآاای می چسبن یکی از همینا باشه کنارتون بچسبه بهتون بشینه به دلتون بشه پنجشنبه تون #پریسا زابلی پور
-
پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست از بس که گره زد به گِره ، حوصله ها را...!
چهارشنبه 15 فروردین 1397 02:56
شبیه موجا که به صخره میخورن! برمیگردن! اما بازم جلو میرن و میزنن به دل صخره و بازم برمیگردن! دقیقا همچین حسی دارم! *عنوان از محمدعلی بهمنى
-
بالش من پُر آواز پَر چلچله هاست ...
سهشنبه 14 فروردین 1397 03:03
به طرز خیلی جالبی یه حس خاص نسبت به تابستون پیش رو دارم! حس میکنم اومدن و رفتنش تکلیف یه سری چیزا رو مشخص میکنه! *عنوان از سهراب سپهری
-
اولین 13بدر دور از وطن
سهشنبه 14 فروردین 1397 03:00
13بدر خود را چگونه گذراندید ؟ راس ساعت هشت و نیم امتحان داشتیم!:/ عصرم که تمرین جاناااااااانه :) +جواب پیغام ها رو هم در اولین فرصت میدم...
-
بعضی فکرا....
دوشنبه 6 فروردین 1397 01:01
مثلاً بعضی از فکرا باید مثل دونه های برف باشن و قل بخورن بیفتن توو ماگ دمنوشم... آب شن... بخار شن.... و تموم شن....
-
مسافری عزیز در راه است :)
یکشنبه 5 فروردین 1397 01:09
آخرین باری که باهاش حرف زدم اولای تابستون بود... حدود یه سالی از ازدواجش میگذشت ،گفت که تصمیم گرفتیم بچه دار شیم تو یه دکتر خوب سراغ داری ؟میخوام زیر نظر دکتر باشم از همین حالا که خبری نیست... امروز پیام داده،میپرسم خوبی ؟آخرین بار گفته بودی نی نی میخوای! تایپ کرد 10روز دیگه به دنیا میاد خاله نساء :)...
-
I’ll never get to heaven Cause I don’t know how
جمعه 3 فروردین 1397 23:00
به آهنگ lost on you از LP رسماً معتاد شدم :)
-
سوغاتی خوشمزه ی عید :)
جمعه 3 فروردین 1397 21:29
اگه توو این روزا هر کدوم از رسانه های داخلی و خارجی اعلام کرد که یه ایر/انی در کشور فلان در اثر مصرف زیاد شیرینی جان به جان آفرین تسلیم کرده!حتم بدونین که اون منم!:/ از دو جعبه شیرینی تر و خشکی که بابا آورده،تر کاملا تموم شده! و فقط دو عدد شکلاتیش مونده :)از شیرینیای خشکم یه دو ردیف از جعبه ی به اون بزرگی مونده :)...
-
بالش من پُر آواز پَر چلچله هاست ...
چهارشنبه 1 فروردین 1397 00:48
اولین شب سال رو چگونه گذرانید ؟ با مادر خانمی عزیز که مشغول تماشای سریال بی سر و ته مورد علاقه اش بود! با آقای پدر که تعطیلات رو اومده پیش ما و خسته رو کاناپه خوابش برده بود :) با لُپ لُپ که عین خودم هی ناخنک میزد به آجیل و شیرینیا! شکمو هم خودتونین :) و کلی پیام به دوستان و متقابلا دوستان به من :) زنگ زدن های خاله...
-
سال 1397عزیز
سهشنبه 29 اسفند 1396 22:22
سال نوی همگی مباااااااااااااااااااااااارک :)