زنانه ترین ناگفته های حوا

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...
زنانه ترین ناگفته های حوا

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...

یه روز ابری....

مدارکم رو باید ببرم ساختمون مدیریت... 

بعدشم باید برم و برای تولد امین کیک بخرم... 

سعید و امیرعلی میخواستن این کار و بکنن و من به شخصه به سلیقه ی دوتا خرس گنده ی خونسرد اعتمادی ندارم! 


امروز بابا میاد... 

تا آخر هفته میمونه و بعدم میره.... 


شادی

ازاو پرسیدم:مامان بزرگ،

مهم ترین چیز در زندگى چیست؟

جوابش را فراموش نکرده ام.

دخترم، فقط، یک چیز مهم است، شادى.

هرگز اجازه نده کسى شادى تو را بگیرد.

از آن زمان به بعد با گفته او زندگى مى کنم.

شوهرم هرگز علت واقعى جدایى ما رو نفهمید.

اگرچه علت ساده اى بود.

وقتى ازدواج کردم، شادى در قلبم بود.

اما جدا شدم، چون شادى تهدید مى کرد که از قلبم مى رود!



 کریستین بوبن

 دیوانه وار


:)

چند روز قبل داشتم میرفتم سر کلاس که دیدم یکی از بچه های جدید الورود(یکی مثل ما )نشسته روی نرده های طبقه ی سه و داره خیلی خوش و خرم سُر میخوره و میاد پایین! البته تعجب منو که دید خیلی شیک پاهاش رو گذاشت زمین و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده باشه  راهشو گرفت و رفت! 

من موندم و تصور دیدن یه پسر سه ساله توو قالب یه پسر بیست و چند ساله ی سبزه و لبخندی که با یادآوری کارش رو صورتم نقش میبست :)


شکمو!

سه چهار روزه عین جاروبرقی میخورم!! 

از اول اکتبر تا همین سه روز پیش نه کیلو و نیم وزن کم کردم! اثرات بدو بدو های اینجاس... 


به حتم توو همین سه چهار روز راحت دو کیلو وزن گرفتم :/

اصلا آخر هفته که میشه معده ی من به خرابه وصل میشه! 


به حساب تنهایی‌ام از هرسال یک پاییز را بدهکاری

یعنی آخر هفته های ابری جوون میده برا خوابیدن اونم به سبک خرس قطبی :)


+دیروز دلم برای نهال و مهسا و پویا تنگ شده بود... فنچن فنچ  ^_^


*عنوان از پیام گنجگلی 


مظلوم شدن بهش نمیاد :)

محمد دیروز شدییییییییییید مریض بود ...

اونقدر مظلوم و ساکت و بی حال شده بود که دلمون براش کباب شد... 


شب ویس فرستادم خوبی ؟

ویس فرستاده آره... 

میگم بچه تو که اصلاً نفست در نمیاد چه برسه به صدا... 

مامان میگه بگو میخواد غذای مورد علاقه اش رو براش بپزم ؟

میگم محمد مامان میگه برات ماکارونی درس کنم ؟

کلی خندیده بعدم تشکر کرده... 


امروز اومده دانشگاه ،هنوز بیحاله ولی بازم خوبه... 

اصلاً مظلوم بودن بهش نمیاد ،همین آتیش سوزوندنش بامزه اش میکنه :)


ویروسای اجنبی!

لامصب ویروسایی دارن که نگو! 

یه بار مریض میشی یه ماه طول میکشه تا کامل خوب شی :/


+هوا ابری و مه آلود عه...