-
پُر شدن...
چهارشنبه 28 مهر 1395 23:18
آهنگی که گذاشتی قلبم رو لرزوند... راستی تو می دونی پُر شدن یعنی چی؟ منم نمی دونستم! بابام هم هر وقت می خواست عکس های قدیمش رو ببینه این آهنگ رو می ذاشت. اون عاشق آلبوم های عکسش بود اما یکی رو از همه بیشتر دوست داشت، آلبوم دهه سوم زندگیش، وقتی به عکس های اون آلبوم می رسید، سکوت می کرد، آروم تر ورق می زد و با اندوهی به...
-
روز های خوب :)
شنبه 24 مهر 1395 00:14
روز خوب که در نمیزنه بیاد داخل! روز خوب که ازجعبه شانس درنمیاد! روز خوب که یکی از روزهای هفته نیست درمسلسل ناگزیر تقویم طلوع کند! روز خوب که سر برج نیست خود بخود- البته گاهی باناز وکرشمه بیاد! قبض آب وبرق و.... نیست که وقت و بی وقت ، وقتی خسته ازسرکاربرمیگردی از شکاف در آویزون باشه! روز خوب که ..... نه! خوب راباید...
-
آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد...
پنجشنبه 22 مهر 1395 21:31
این خونه از همون خونه های قدیمی ِ ... یه خونه ی قدیمی تو یه کوچه ی ساکت و آروم اما پر از خونه های بزرگ قدیمی که بین شون ساختمونای بزرگ جا خوش کردن... از همون خونه هایی که حیاط خلوت کوچیک داره ...از همونایی که اتاقاش یه طبقه ی جداست...بهار خوابش جداست از همونا که پذیرایی و نشیمنش جداست...از همونایی که طاقچه هاش پر از...
-
:)
پنجشنبه 22 مهر 1395 16:45
گَر مرد رَهی غم مَخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است... #هوشنگ_ابتهاج
-
یک روزی که خوشحال تر بودم ... دوباره مینویسم...
شنبه 19 تیر 1395 01:25
نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد، که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد . یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و می نویسم که " این نیز بگذرد " مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است. یک...
-
درد و دل های بی سر و ته شبانه
شنبه 19 تیر 1395 01:07
چقدر خسته ترم کردی با حرفات... +حق با شماست! من هیچگاه پس از مرگم جرئت نکرده ام که در آیینه بنگرم.... و آنقدر مرده ام که هیچ چیز مرگ مرا دیگر ثابت نمیکند...
-
زندگی را باید با لذت خورد :)
پنجشنبه 17 تیر 1395 07:38
لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ! از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم. در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم. تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ: ﻣﺪﺭﺳﻪ.....
-
رابطه ی مستقیم داشتن خاله ی ته تغاری با دوپینگ اعتماد به نفس!
سهشنبه 15 تیر 1395 23:21
هر کسی باید یه خاله ته تغاری داشته باشه که بهش اعتماد به نفس کاذب! بده !مثلاً بهش پیام بده که "امشب وفرداشب ازخونه بیرون نیا تو رو با ماه اشتباه میگیرن عیدت مبارک" +عید همگی مبارک :)
-
صدام کن صدای تو لالایی بچگیمه، صدام کن...
دوشنبه 14 تیر 1395 00:25
بهم میگه: -تو از قدرت عشق چیزی نمیدونی ،تو هنوز نمیدونی که عشق با یه زن چیکار میکنه.... چیزی ازش نمیدونی... من فقط نگاهش میکنم... حق با مامان ِ... منطق من همیشه تحت هر شرایطی فقط یه اصل رو رعایت کرده "زندگی کن ،برو جلو ،هر طور که دلت میخواد زندگی کن فقط برای ساختن دنیای خودت دنیای کس ِ دیگه ای رو خراب نکن.... به...
-
پرده ی آخر
دوشنبه 14 تیر 1395 00:15
ساعت 13 شنبه برای ما دلگیر بود... تموم نشده دلتنگ بودیم ،دلتنگ این یه سالی که کنار هم گذروندیم... روزایی که استاد دعوامون میکرد یا روزایی که بهمون روحیه میداد... همدیگه رو با لبخند نگاه میکردیم... چندبار همدیگه رو بغل کردیم و دست دادیم ولی بازم وسط راه برمیگشتیم و دوباره همدیگه رو بغل میکردیم... از استاد خواهش کردیم...
-
مرد تیرماهی ِ دوست داشتنی من :)
پنجشنبه 10 تیر 1395 22:50
امشب بودنت رو جشن گرفتیم:) به اندازه ی ثانیه به ثانیه ی سالهای خواهر بودنم ممنونتم :) حس خوبی ِ خواهر بودن ^_^ برام عزیزی ،خیلی عزیز... تولدت مبارک داداشی ^_^
-
حرف بی ربط!
پنجشنبه 10 تیر 1395 00:11
تا حالا براتون پیش اومده که توو یه آن یه حرفی از کسی بشنوین که خشک تون بزنه! مخصوصا اگه رابطه تون با طرف مقابل رسمی باشه! مخصوصا اگه بین یه جمع 10-15نفره باشین! نه بتونین حرفی بزنین و نه اخمی کنین ! اونقدر آنی باشه و صدالبته غیر منتظره که نه تنها خود شما بلکه مابقی اون جمع هم برا یه لحظه ساکت شن و همدیگه رو نگا کنن!...
-
زمان
دوشنبه 7 تیر 1395 11:52
میگویند "زمان" آدم ها را عوض میکند!! اشتباه نکن!! "زمان" حقیقت آدم ها را روشن میسازد ، "زمان" قیمت رفاقت ها را معلوم میکند ، "زمان" عشق را از هوس جدا میسازد ، و راستی را از دروغ... اشتباه نکن!! "زمان" هرگز آدم ها را عوض نمیکند...
-
قار قار به وقت 4 بامداد !
دوشنبه 7 تیر 1395 04:02
نمیدونم این کلاغی که بعضی روزا میاد توو تراس و برای خودش قار قار میکنه دقیقا منظورش از این مزاحمتش چیه! آخه 6صب!! انصاف داشته باش کلاغ جان ! +حالا 6صب به کنار الان چرا قارقار میکنی!! دیگه الان که باید خواب باشی!! :/
-
نقطه چین تا خدا
جمعه 4 تیر 1395 23:14
میگن بارون نشونه ی رحمت خداست... پس به فال نیک میگیرم این صدای دوست داشتنی رو...
-
یَا مُغِیثَ مَنْ لا مُغِیثَ لَهُ ( اى فریادرس آن کس که فریادرسى ندارد)
جمعه 4 تیر 1395 21:19
خاله ته تغاری زنگ زده میگه -امشب رو درس نخون فقط بشین و دعا کن... شاید واقعاً تقدیرمون رو امشب مینویسن... من همیشه با خدا حرف میزنم ،به زبون خودم ،به روش خودم... شنیده... همیشه شنیده... همیشه هم بهم ثابت شده به فکرمه ،مواظبمه... الانم باهاش حرف زدم... برا هر کسی که خاطرم بود دعا کردم... میگن دعاهامون در حق همدیگه...
-
الهی تکیه بر لطف تو دارم ناامیدم مکن
پنجشنبه 3 تیر 1395 23:20
فکر میکنم... عصبانی میشم... غمگین میشم... خیره میشم به آخرین ساختمونی که از پنجره میشه دید... ساکت میشم... گاهیم یه بی حسی جاشو به خستگی میده.... اما تنها چیزی که میدونم اینکه با نشستن کسی به جایی نمیرسه... اگه مسیر مشخص باشه... اگه دلت برای رفتن دل دل کنه... باید رفت... خستگی!گاهی وقتا نفس گیر میشه... اما باید رفت......
-
کلاس درس
پنجشنبه 3 تیر 1395 21:03
توو دنیا چیزایی هست که مدام تکرار میشن... تکرار میشن که بهت ثابت کنن تا زمانی که خودت نخوای این دور تکرار تمومی نداره...
-
دریایم و نیست باکم از طوفان دریا همه عمر خوابش آشفته است
سهشنبه 1 تیر 1395 00:05
تو شاید هیچ وقت یادت نیاد که چی بهت گفتم ولی من هر چی که توو قلب و ذهنم بود رو بهت گفتم... "بهت قول دادم " میدونی که زیر حرفم نمیزنم چه برسه به اینکه قول بدم... بهت "قول" دادم.... مطمئن باش ناامیدت نمیکنم...
-
مشهد
پنجشنبه 27 خرداد 1395 09:20
من آدم سفرهای مذهبی نیستم... تقریبا الویت های سفرم همیشه جایی بوده که دور باشه ، بشه استراحت کرد ، و بشه تا مرز خفگی و دل درد خندید و خوش گذروند... اما الان دلم خواست که مشهد بودم...
-
کنکوری نوشت!
پنجشنبه 27 خرداد 1395 08:33
+اگه کسی شبا نمیتونه بخوابه بهش توصیه میکنم برای کنکور سال بعد ثبت نام کنه!مطمئن باشه با این کارش تحت هر شرایطی میتونه هرجا!حتی تو تاکسیم بخوابه! +یکی از سوالام که هنوز جواب داده نشده اینکه چرا مامانم همیشه میگه "ظرفا رو من میشورم!" خوبه حالا هر روز خودم ماشین ظرف شویی رو خالی میکنم!! +کنکوری موجودی ِ که...
-
فک کن نشنیدم و رد شو...
چهارشنبه 26 خرداد 1395 21:00
و دوباره هدایت بحث تا رسیدن به همون آدم همیشگی... همون آدمی که این چند وقته کلی ازش حرف میزنی... براوو که با جدیت تمام میتونی چندتا جمله ی معمولی رو تا اینجا برسونی که من شک کنم آخه گرم بودن هوا چه ربطی به این داره که چند روزه درگیر کارای شخص مورد نظری! چرا فک میکنی درباره ی آدمی که تا به حال ندیدمش باید نظری داشته...
-
لباس آبی
چهارشنبه 26 خرداد 1395 00:30
چشمام رو باز میکنم... یه صدایی میاد... بادی که به صورتم میخوره رو دوس دارم... بلند میشم و اطراف رو نگاه میکنم ،اینجا اتاقمه اما ،اما انگار یه چیزایی فرق کرده.... موهای باز پریشونم که با این باد پریشون تر میشه رو میدم پشت گوشم... لباس آبیم رو پوشیدم... نگاهم سر میخوره سمت پنجره... یه چیزی اونجاست... دقیق میشم اما...
-
کسی چه میدونه...
یکشنبه 23 خرداد 1395 19:51
عجیب ترین و دورترین خاطره ی زندگیت شاید هنوز اتفاق نیفتاده... شاید هم خودت خبر نداری! وایستادی توو قاب تصویرش و از ته دل لبخند میزنی...
-
و باز هم این هوای آلوده!
شنبه 22 خرداد 1395 22:48
بعد چندماه دیدمش... بغلم میکنه و میخنده... میگه دلش برام تنگ شده... از خنده اش منم به خنده میفتم و میگم چیکار داری میکنی ؟وسط کوچه ؟الانه گشت بیاد بگیرتمون... میخنده اینبار بلندتر... وسط خنده هاشم میگه دیوونه! نگاش میکنم ،میگم این ماسک چیه روی صورتت ؟ میگه آلودگی هوا! نمیبینی این چند روز چقدر شدیدتر شده ؟ میگم به جان...
-
تکرار
جمعه 21 خرداد 1395 18:45
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت... باید آن ها را همانگونه که یکبار اتفاق افتاده اند ،فقط تنها به خاطر آورد...
-
فصل ها
چهارشنبه 19 خرداد 1395 22:01
ریشه ام در بهار است و برگ هایم در پاییز ... نه سبز میشوم و نه زرد... این روزها حال درختی را دارم که فصل ها را نفهمیده...
-
من میان دنیای تو و دنیای امروز آن یکی را میپسندم که خدایش با صدای تو، نامت را می خواند
جمعه 14 خرداد 1395 23:22
تو تنها کسی هستی که بوت برام آشناس... تنها کسی که بوت میکنم و دلم آروم میشه... تو تنها کسی هستی که رنگ چشماش اینقدر شبیه رنگ چشمای منه... تو تنها کسی هستی که نگاهات ،خنده هات ،گریه هات ،دلم رو میلرزونه... تو بهترین و باارزش ترین دارایی منی :) توو تمام عمرم کسی رو اندازه ی تو ،از جنس عشقم به تو دوست نداشتم... تو عزیز...
-
یک نعره ی مستانه ز جائی نشنیدم ویران شود این شهر که میخانه ندارد
جمعه 14 خرداد 1395 22:54
گاهی وقتا حس چتربازی رو دارم که دل ُ زده به دریا و از هواپیما پریده... حالا توو دل آسمونه... بین آسمون و زمین معلق ِ... قبلاً هم پریدن رو امتحان کرده و هر بار چترش باز نشده... حالا 365روز بعد از آخرین پرشش بازم خودش رو توو هواپیما آماده ی پریدن میبینه! به خودش میگه "بازم باید بپرم ؟چیشد که دوباره اینجام ؟اگه...
-
گر نگهدار من آنست که من میدانم ،شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
پنجشنبه 13 خرداد 1395 20:40
براش حرف زدم و حرف زدم... آروم تر شدم :) خدا شنونده ی خوبیه :) تصمیم گرفتم یه مدت به هر چیزی که ناآرومم میکنه فک نکنم... خونده هام رو مرور کنم و نخونده هام رو تا جایی که میتونم بخونم... فعلاً نمیخوام نه به نتیجه و نه هیچ چیز دیگه ای فک کنم... سعی میکنم از تمام توانم استفاده کنم ،نتیجه ش رو هم میسپارم به خدا :) من به...