-
هر سال همچین روزی...
شنبه 16 بهمن 1395 19:12
*یکی از دلایلی که پسر کوچولو رو هر سال همچین روزی خوشحال میکنه بودن کیک خامه ای یا شکلاتی توو یخچال عه! اصلاً خوشحال بودنش ربطی به بدنیا اومدن خواهرش نداره! *یکی از کارای همیشگی من توو روزای تولدم راضی کردن آدمایی که باور نمیکنن من چند سالمه! اصلاً ریز نقش و بیبی فیس نیستم ولی هر سال مراسم دارم برای متقاعد کردن دوستان...
-
ماجرای پیامک های دو دیوانه!
شنبه 16 بهمن 1395 18:55
+تولد تولد تولدت مبارک..... تولدت مبارک گلم... ایشالا ۱۲۰ ساله شی و به تمام ارزوهات برسی -مرسی عزیزم ایشاا... با هم دیگه 120 ساله شیم :) ممنون که یادت بود :) منم برات بهترین ها رو آرزو میکنم غارنشین من ... +خواهش میکنم عزیز... یه گل بیشتر ندارم که... -ببین دیگه چقدر قحطی گل عه! +اره والا ... دیگه کاکتوس هم قبوله...
-
یکسال گذشت...
شنبه 16 بهمن 1395 07:24
و شروع 21 سالگی... +مرسی از تک تک تون به خاطر تبریکاتون :)
-
یا رب نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است...
جمعه 15 بهمن 1395 23:01
خدایا تمام کسانی را که به قضاوت مینشینند به تو میسپارم ... خدایا تمام کسانی را که حسادت کار روزمرگی شان است به تو میسپارم... خدایا به هر که خوبی کردم و جوابم را با بدی داد به تو می سپارم ... خدایا تمام کسانی را که مهربانی مرا نشانه گرفتند تا سوء استفاده کنند به تو میسپارم... الهی تمام کسانی را که به تو میسپارم ببخش و...
-
والا چی بگم!
جمعه 15 بهمن 1395 21:52
پِخْ میکنی از ترس میخواد غش کنه بعد پیشنهاد میده یه چندتا فیلم ترسناک برا وقتی که اونجاییم و امتحان نداریم دانلود کن اونجا ببینیم!! حالا خوبه اعتراف میکنه وقتی Annabelle رو دیده بود از کل عروسکای اتاقش وحشت میکرد!
-
جمعه همیشه روز خوبی است، این حال ما است که خوب نمی شود...
جمعه 15 بهمن 1395 20:24
فردا شب خونه نیست... یه شب زودتر از نظر من اشکالی نداره... مرسی... برای همه چی مرسی مامان و بابا و پسر کوچولو :)
-
"خودم مسئولم"
جمعه 15 بهمن 1395 08:29
تمامی "ای کاش"ها و "چه میشد اگر"ها را حذف کرده و در عوض به آنچه که خواسته واقعی شماست تمرکز کنید. از این به بعد هر اتفاقی که افتاد به خودتان بگویید "خودم مسئولم". یعنی اگر اشتباهی رخ داد مسئولیت آن را قبول کنید و به دنبال راهحل بگردید! برایان_تریسی
-
برف :) برف :) و باز هم برف :)
پنجشنبه 14 بهمن 1395 09:49
سلام صبح شده شیشه مه گرفته ی زندگیت را پاک نمیکنی؟ منظره ی قشنگی در انتظارته ... امروز ، اولین روز بقیه ی زندگی توست .
-
مرد ایتالیایی
چهارشنبه 13 بهمن 1395 22:53
عکسای عروسی زهره و مکس رو نشونمون میده... یه عروس ناز و خوشگل با موهای خرمایی... یه عروس شرقی که دل آدم رو با اون چشمای خوشگلش میبره :) آقای دامادم خوش تیپ تشریف دارن... بهم میان :) فرناز میگه میدونی مکس بهش چی گفته ؟ میگم نه چی گفته ؟ میگه گفته زهره توو که اینقدر خوشگلی اصلاً نیازی به این آرایش غلیظ نبود!! میگم...
-
بعد مدت ها...
چهارشنبه 13 بهمن 1395 20:28
عصر چهارشنبه ی خود را چگونه گذراندید ؟ با تماشای فیلم Annabelle و conjuring3 :) اگه فیلمای ترسناک دوس دارین ،میتونه گزینه های خوبی باشه!
-
باید به اصلمان برگردیم...
سهشنبه 12 بهمن 1395 20:08
زندگی قبل از هر چیز زندگیست. گل می خواهد، موسیقی می خواهد ، زیبایی می خواهد. زندگی،حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن می خواهد. عطر شمعدانی ها را بوییدن میخواهد. خشونت هست، قبول ؛ اما خشونت، اصل که نیست زائده است، انگل است ، مرض است. ما باید به اصلمان برگردیم. زخم را که مظهر خشونت است، با زخم نمی بندند. با...
-
آخیییییییییییییش :)
سهشنبه 12 بهمن 1395 16:20
بالاخره بعد دو ماه برو بیا ببر بیار... س*ف*ا*ر*ت مدارکم رو تایید کرد و تحویل داد....
-
در جواب آوا...
سهشنبه 12 بهمن 1395 16:15
سلام... خوش اومدین :) شرایط مهاجرت بسته به کشوری که مد نظرتونه یا هدفی که به خاطرش جلای وطن میکنین ،متغییر... نه از رتبه ی کنکورم استفاده کردم و نه fund... برای اینکه بتونی از رتبه ی کنکورت استفاده کنی باید رتبه ات خیلی خوب باشه... یعنی یک یا دو رقمی... برای اینم که fund بگیری شرایط توو هر کشوری فرق داره... معمولاً تا...
-
همچنان پیگیر تکمیل مدارکم!
دوشنبه 11 بهمن 1395 14:03
پنج شنبه جمعه ها که و*ز*ا*ر*ت ا*م*و*ر*خ*ا*ر*ج*ه تعطیله ،شنبه یکشنبه هام س*ف*ا*ر*ت یعنی عملاً فقط دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه وقت هست که پیگیر کارا شد... رفتیم س*ف*ا*ر*ت ... منتظرم که آقایی که مسئول تایید مدارکمه یه نگاهی به برگام بندازه و یه روزی رو برا تحویل مدارکم مشخص کنه... یه آقای 35-37ساله دری که بین متقاضیا و...
-
بدرود قهرمان...
دوشنبه 11 بهمن 1395 09:10
مامان گریه میکنه... من توو بهت به صحنه ی فرو ریختن پلاسکو نگا میکنم... چند روز گذشته ولی هیچ وقت مظلومیت شون یادمون نمیره... تموم شهر عزادارن همه داغ جوون دیدن...
-
:)
یکشنبه 10 بهمن 1395 21:20
یکشنبه شب ها رو میشه با یه فنجون شکلات داغ دلنشین تر کرد :)
-
از مشکلاتم نپرس... لطفاً فقط حالم رو بپرس... فقط حالم رو....
شنبه 9 بهمن 1395 22:22
وقتی یکی داره از ته دل میخنده... وقتی وسط همه ی مشکلاتش یه دقیقه کنار میذاره واسه خندیدن... واسه زنده بودن ،واسه نفس کشیدن... اَد همون لحظه مثل عزرائیل ظاهر نشین و مشکلش رو بهش یادآوری نکنین... باور کنین اون خودش میدونه کجای زندگی عه... اون خودش میدونه هنوز گره هایی توو زندگیش هس که باز نشده... همون جور کور مونده......
-
مواظب ولوم صدایتان باشید...
شنبه 9 بهمن 1395 13:24
جر و بحث که میکنید،مواظب ولومِ صدایتان باشید،از یک حدی که بلند تر شود میزند دل و غرور و همه چیز طرفتان را می شکند... بعد از بلندای مژه اش سر می خورید توی چشمش و کمی بعد پرت می شوید پایین... بدن احساس تان می شکند و هزار تکه می شود... از چشم کسی افتادن،درد دارد ... جر و بحث که میکنید، مواظب ولومِ صدایتان باشید به خاطر...
-
چای دارچینی....
شنبه 9 بهمن 1395 08:37
وارد مغازه میشوم و یک سرى استکان نعلبکى و قورى سبز رنگ اسباب بازى انتخاب مى کنم. فروشنده میگوید:خانم صورتیشو ببرید دخترونه تره. میگم: برا پسرم مى خوام. با تعجب به من نگاه میکنه و میگه: اگه پسره ماشین بگیرید یا جعبه ابزار، هواپیما یا چراغ قوه. پسر که آشپزى نمیکنه. با خودم مرور میکنم در دنیایى که زنهایش پا به پاى مردها...
-
لیوان شکسته!
جمعه 8 بهمن 1395 22:06
یه دوستی داریم به شدت گلایه میکنه... خیلی اعصاب خورد کن،هر بحثی رو اونقدررررررررررررر کش میده که دیگه از کوره درمیری... یعنی انگار یه جمله رو ده دقیقه هی تکرار میکنه... اونقدر میگه و میگه که بالاخره دود از گوشات بزنه بیرون... زیاد حرف میزنه ،زیاد ناله میکنه ،الکی الکی برا خودش حرف میزنه ،دائماً با همه چی مخالفه!!...
-
شبان آهسته می گریم که شاید کم شود دردم تحّمل می رود اما شب غم سر نمی آید
جمعه 8 بهمن 1395 21:56
گاهی نه آشنا درد را می فهمد نه حتی صمیمی ترین دوست گاهی باید تنهایی ، درد را فهمید تنهایی ، خلوت کرد تنهایی ، آرام شد و تنها خدا می داند چه می گذرد در دلت . . .
-
طعم گیلاس :)
جمعه 8 بهمن 1395 14:36
قطع امید کردی؟ صبح پا شدی نگاه کردی؟ به آسمون نگاه کردی؟ دم صبح طلوع آفتابو نمی خوای ببینی؟ سرخ و زرد آفتاب رو موقع غروب، دیگه نمی خوای ببینی؟ ماهو دیدی؟ نمی خوای ستاره ها رو بینی؟ شب مهتاب، اون قرص کامل ماه، دیگه نمی خوای ببینی؟ چشماتو می خوای ببندی؟ از مزه ی یه گیلاس، می خوای بگذری؟ نگذر! من رفیقتم می گم نگذر.. طعم...
-
به اندازه غمها سوگواری نکنیم...
پنجشنبه 7 بهمن 1395 09:50
به اندازه غمها سوگواری نکنیم، چون بعضی ها ناتمامند، خودمان را گول بزنیم، بخشی از غممان را گریه کنیم و مابقی را بسپاریم به زمان. زندگی عجیب ارزشمند است، باور کنید که غمگین بودن تا پذیرفتن غم هزار فاصله دارد، باید زندگی کنیم. #صابر_ابر
-
چای باران در فنجان قهوه ای چشمم دَم کشیده....
چهارشنبه 6 بهمن 1395 22:51
نزدیکای صب خوابیدم... هوا هنوز روشن نشده زدم از خونه بیرون... چهارتا کلاس پشت سرهم.... حدودای ساعت سه رسیدم خونه... قرار بود ته تغاری و عزیزجون بعد چندماه بیان ... تا ساعت پنج توو آشپزخونه مشغول آشپزی بودم... هر شیرینی که فکر میکردم دوست داره رو پختم و گذاشتم خنک شه.... مامان بیرون کار داشت اصرار کرد منم باهاش برم...
-
با خود هیچ نمی آورد این روزها،باد...فقط می بَرد می بَرد می بَرد
سهشنبه 5 بهمن 1395 23:28
یادم رفته چطور میشه زندگی کرد... یادم رفته چطور میشه عاشقی کرد... یادم رفته چطور میشه کار کرد و خسته بود و تا صبح حرف زد... یادم رفته چطور میشه دوست داشت حتی... در استانه آلزایمر شدگی هستم. از فردا میخواهم دوباره شاد باشم می خواهم بروم کارهایی را بکنم که دوست دارم... به من چه که دیگران چطور فکر میکنند.... مگر وقتی من...
-
ساکنان زمین
سهشنبه 5 بهمن 1395 19:21
این شلوغی های اطرافت را جدی نگیر.... ما ساکنان زمین عجیب تنهاییم....
-
به آدمهایی محتاج هستیم که ...
سهشنبه 5 بهمن 1395 11:02
ما به آدمهایی محتاج هستیم که خود را مدیون زندگانی بدانند نه طلبکار آن. به آدمهایی محتاج هستیم که به زندگانی عشق داشته باشند نه کینه. به آدمهایی محتاج هستیم که به آینده بچه هایشان فکر کنند نه به گذشته پدرهایشان. ما از فرومایگی ها استقبال نباید بکنیم, بلکه می خواهیم اول چنین روحیه های بیماری را در هم بشکنیم ....
-
خدای من همانیست که دست میگذارم روی شانه اش
دوشنبه 4 بهمن 1395 19:00
خدا مگر کیست به غیر از لبخند کودکی که بستنی لیس میزند. من خدا را لابلای کتابی ششصدو چند صفحه ای پیدا نکرده ام... من خدا را کنار سفره مادربزرگ دیده ام ...نان و پنیر لقمه میکرد.... میخندید... من خدا را روی خیسی برگ های باران خورده ی جنگلی در شمال دیده ام... من خدا را توی شالیزار دیده ام،ایستاده بود و زیر سایه اش زنی...
-
دنیایتان را واژگون کنید
یکشنبه 3 بهمن 1395 21:48
دنیایتان را واژگون کنید؛ ببینید آدمهای شُلِ زندگیتان سقوط می کنند ... آنهایی که محکم پایتان مانده اند را سفت بچسبید ، ازشان مراقبت کنید ... آنها حتی وقتی زندگیتان را دگرگون کردید ، محکم پایتان ایستادند ... #ستایش_قاسمی
-
Hey, you. Don't give up, okay?
شنبه 2 بهمن 1395 13:43
هیچوقت در زندگی تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید. همه ی ما بارها این جمله را شنیده ایم که «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ اینکه بمیرید؟ اما مرگ بدترین اتفاقی که ممکن است برایتان رخ دهد نیست …» بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن، از درون بمیرید.