بارون میباره...
مه آلود و بارونی و سرد...
یادم نمیکنی و
ز یادم نمی روی
یادت بخیر
یار فراموشکار من
#شهریار
زن ها گاهی به نقطه ای خیره می شوند که مهم نیست کجاست
حواسشان آن قدر دور می رود که
پیش رویشان دست هم تکان بدهی باز نمی فهمند
زن ها این نقطه ها را خوب می شناسند
آن ها هر شب حین در آوردن گوشواره هاشان آهسته سر خم می کنند و این سو و آن سو نگاه می اندازند
و زود تمام زندگی را روی نوک پا
می روند می آیند
#رسول_ادهمی
برف میباره...
بهت گفتم وقتی میری در رو پشت سرت ببند...
گفتی مشکلی نیس...
داره برف میباره...
اولین برف....
میگه تاریخا زیاد یادم نمیمونه جز اون مهما...
بعد میگه تو خوب یادت میمونه یه بار برام مرور کن این تاریخا رو...
مرور میکنم ،فکر میکنه...
میگه یه بار دیگه هم بگو...
میگم و گوش میده...
دوباره فکر میکنه... بعدش میگه امروزم فراموش نکن ...
دلیلش رو بعداً فهمیدم...
15دی رو فراموش نمیکنم...
*عنوان از مولانا
میپرسه من دارم با کی خاطره میسازم ؟
میگم با یه مسافر...
نمیگم خودت مسافرم کردی اما با یه مسافر میشه فقط تا یه جایی هم مسیر بود.... پس منم مسافرم....
قانع نمیشه ....میدونه من وقتی برم رفتم.... و تمام...
میدونم یه روزی میره ،میدونه یه روزی میرم...
بعدش کتاب رو میبندم و میذارم کنار... همه چیز رو... همه کس رو....
*عنوان از سهراب سپهری
به چشم یه مسافر میبینمت...
خودت باعث شدی به این نتیجه برسم...
الان نه ناراحتم نه خوشحال...
میخوام تغییر رویه بدم....
یعنی تا وقتی بمونم تا وقتی بمونی...
*عنوان از هاتف مهدی قنبری