همیشه بهترین ها، همان هایی ست که هنوز رخ نداده اند. همیشه بهترین شعر، شعری ست که ننوشته ام. بهترین کار، کاری که هنوز دستی سویش دراز نکرده ام. هنوز هم بهترین بوسه، بوسه ای ست که از معشوقم نگرفته ام. هنوز هم بهترین مرگ، مرگی ست که به آن فکر نکرده ام. همیشه بهترین ها، آن سوی آرزوهایم ایستاده اند.
همیشه بهترین ها، در حوالیِ رویا پرسه می زنند. همیشه بهترین ها، زمانی رخ می دهند که بهترین نیستند. زمانی که دستانت به گریه می افتند. زمانی که موهایت می ریزد. دانه دانه ریش هایت سفید می شوند. زمانی که زخمت، التیام را التیام بخشیده است.
- سیدمحمدمرکبیان
ما از حرف هایی که نمی زنیم
به حرف مى افتیم
وَ همانقدر که سکوت خفه مان کرده
این حرف های دنباله دار هم
فاصله بینِ تنفسمان می اندازد.
من با تو حرف دارم و اما همرنگِ سکوت شده ام
من در تو سکوت می کنم و از حرف هایم می مانم
من از حرف به حرف و از سکوت به سکوت
و سکوت به حرف و از حرف به سکوت
انقدر در رفت و شد بوده ام
که دیگر برایم تشخیصِ حرف هایی که باید می زدم
با سکوت هایی که فتح کرده ام
ساده نیست..
من بر خرمنی از باروت و کبریتم از اشک هایم خیس.
سیدمحمد مرکبیان
باید به کودکان آموخت
که جهان بی باتوم و
گلوله زیباتر است!
بایدبه فکرساختن یک بادبادک بود!
هنوز هم بامُشتی نخ و
کمی کاغذ می شود
به گیسِ طلای خورشیدرسید!
کودکی که با مسلسل بازی کند،
جهان را نجات نخواهد داد !!
اوریانا_فالاچی
جان ِ تمام اجدادت یه روز به من بگو چی توو من میبینی که ول کن این قضیه نیستی ؟
من هی میگم شوخی میکنی تو هی سری بعد یه حرف جدید پیدا میکنی برا غافلگیر کردن من جوری که گاها مجبور میشم از عمد نشنیده بگیرم حرفات رو!
اونقدرم برات احترام قائلم که نمیتونم تا مطمئن نشدم منظورت چیه بهت چیزی بگم!
تازه اگرم مطمئن باشم این مسئله ای نیس که بتونم مستقیما چیزی بگم یعنی این احترامی که برات قائلم نمیذاره شخصا بهت بگم!
هوووووووف.....
خسته شدی...
یواشکی دور از چشم تو همدیگه رو نگا میکنیم و ریز ریز میخندیم و سر تکون میدیم...
اجازه میگیرم که برم بیرون...
بچه هام بعد من...
همه چی آماده اس...
تقه ی آرومی به در میزنم و با بچه ها میایم توو کلاس...
+روزتون مبارک استاد :)
نگامون میکنی ،اول به کادوت که توو دستای من ،بعد به کیکی که سویل دستشه بعدم به گلایی که دست مائده اس...
نگات میاد بالاتر و به چشمام نگا میکنی...
-چیکار کردی تو ؟
فقط میخندم :)
+گفتیم حالا که روز معلم همون روزی نیست که ما با شما کلاس داریم پس یه کم زودتر بین خودمون این روز رو جشن میگیریم ،یه جشن کوچیک :)
میخندی :)
-ممنون :)
خانم منشیم همدست ماست و تو نمیدونی که ازش خواهش کردیم نذاره بری طرف یخچال!
برا تک تک چیزایی که روی میز گذاشتیم وسواس به خرج دادیم...
کیکت رو ،هدیه ات رو حتی گلای صورتیت رو :)
ما فقط خواستیم ازت تشکر کنیم بابت همه ی این ده ماهی که توو بدترین شرایطم پشتمون بودی و هیچ وقت به توانایی هامون شک نکردی... همه ی تلاشمون رو کردیم که بتونیم تو رو بخندونیم و تونستیم :)
خواستیم بگیم که ممنونتیم...
استاد روزت مبارک :)