زنانه ترین ناگفته های حوا

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...
زنانه ترین ناگفته های حوا

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...

بیسکوییت مادر:)

اصلا عجیب نیست که برای خودم دو تا بسته ی بزرگ بیسکوییت مادر خریدم که با خودم ببرم:)


خب خوشمزه اس:)


چشمای جدید دکتر موشی :)

امروز عینک جدیدم رو گرفتم:)


مادر خانمی میگه شبیه دکتر موشی شدی!  :)


ناگهان خوابی مرا خواهد رُبود من تُهی خواهم شد از فریاد درد...!

دیشب خواب بدی دیدم...

از خواب پریدم،هر چند به یاد دارم آخر خواب تلخ نبود ولی گریه ام گرفت...


خسته ،مضطرب و ناراحت دوباره خوابم برد....



*عنوان از فروغ فرخزاد


تو را دوست دارم چون یک خانه‌ی کاهگلی دورافتاده و کوچک اما گرم، اما امن...

حدودا یه ماه قبل عروسی یک از اقوام بود که امیرعلیم میشناختش...


پیام داده بود که بهش گفتم امیرعلی عروسی سینا اس....

میگه عه اونم عروسی کرد؟پسرعموتم که میخواد نامزد کنه دختر عموتم که گفتی دیشب عقدش بود میگه دقت کردی طایفه ی شما جدیدا چقدر تلفات داده؟بپا یه وقت نری توو این لیست بعدم هر هر میخنده:)


راست میگه تقریبا مجردای خانواده پدری دیگه قدر انگشتای دو تا دستم نمیشن....


مامان میگفت توو مراسم عروسی سینا حس کردم که دارم پیر میشم،یه زمانی ما و پدر مادر سینا و کل هم نسلای من خییییلی جوون بودیم و درگیر بالا و پایین زندگی بودیم،شماها کوچیک بودین....حالا ببین چقدر بزرگ شدین،داریم دونه دونه دعوت میشیم به مراسم عروسیتون و من هربار میبینم که همه ی ما داریم پیر میشیم و شماها بزرگتر....


بعدم نگا میکنه به من و میگه کاش تو همیشه بچه میموندی،چه زود بزرگ شدی تو ،اگه به من باشه اصلا عروسی نکن تو یکی:)


*عنوان از مرتضی فتحی


اینجانب جوجه اردک زشت :)

سه عدد خاله جان دارم که هی فرت و فرت این پنچ روزه برام اسپند دود کردن که مبادا چشم بخوری خانم خوشگله :)


یعنی شما جوجه اردک زشتم باشی عکسشو حس میکنی:)