چشم پزشکم رو عوض کردم رفتم پیش چشم پزشک سابق مامان ، به خاطر دو ترم آخر و فشرده ی دانشگاه نتونستم سال قبل برگردم ایران برای چکاپ ، اونجام هر وقت وقت میکردم و تایم اداری هنوز تموم نشده بود و مشکلی پیش میومد استادم ویزیت میکرد هرچند اون همیشه سر عمل بود و من بین این بیمارستان اون بیمارستان در حالت دو...
خب چشمام ضعیف تر شده ، دکتر میپرسه هنوز عمل نمیکنی ؟ بهش توضیح میدم چندتا امتحان مهم برای معادل سازی و تخصص در پیش دارم و فعلا نمیتونم وقفه ای بین درس خوندنام بندازم ، با صبر گوش میده موافقت میکنه و میگه بعد عمل یه مدت نباید زیاد به چشات فشار بیاری و ما دکترام که متاسفانه هیچ وقت نمیتونیم همچین کاری کنیم و میخنده....
فعلا همین چند ماهی که اینجام به شدت نیازمند یاری چشامم....
بابا ، بدون اینکه بدونیم خیلی بهم شبیهیم و بدون اینکه سهمی درش داشته باشیم دو دنیای دیگه ایم....
قطعا وقتی علیرضا قربانی میخونه یه پنجره ای از سمت خوش و آب و هوا ترین جای دنیا باز میشه سمت من....
آرزوها
خود را می بازند
در هماهنگی بیرحم هزاران
در بسته
آری؛ پیوسته بسته!
خسته خواهی شد......
#فروغ_فرخزاد
یعنی یه جوری همه چی بهم گره خورده و در عین حال رو هواست که خودمم کلافه میشم....
همه چی تا یه قدمی قطعی شدن و حل شدن میره اما دقیقا یک قدمی بووووووم ، محو میشه....
میدونم میگذره و رو روال میفته اما فعلا کلافه ام.
...
"isolophilia"
آیسولوفیلیا، واژه ی انگلیسی؛ میل شدید به تنهایی و تنها موندن. به آدمایی گفته می شه که تو سختیهاشون تنها موندن رو به حرف زدن با بقیه ترجیح می دن، می رن تو کنج خلوت خودشون گم می شن و تا حالشون بهتر نشه ازش بیرون نمیان.
+اینو برام فرستاده میگه این تویی...