خاله ته تغاری زنگ زده میگه
-امشب رو درس نخون فقط بشین و دعا کن... شاید واقعاً تقدیرمون رو امشب مینویسن...
من همیشه با خدا حرف میزنم ،به زبون خودم ،به روش خودم...
شنیده... همیشه شنیده...
همیشه هم بهم ثابت شده به فکرمه ،مواظبمه...
الانم باهاش حرف زدم... برا هر کسی که خاطرم بود دعا کردم...
میگن دعاهامون در حق همدیگه مستجاب میشه...
امیدوارم دعاهای خیرمون در حق همدیگه مستجاب بشه...
دلم گرم ِ خدایی که همیشه برام خدایی کرده....
برای تک تک تون سلامتی و بهترین تقدیر رو آرزو میکنم...
التماس دعا :)
فکر میکنم...
عصبانی میشم...
غمگین میشم...
خیره میشم به آخرین ساختمونی که از پنجره میشه دید...
ساکت میشم...
گاهیم یه بی حسی جاشو به خستگی میده....
اما تنها چیزی که میدونم اینکه با نشستن کسی به جایی نمیرسه...
اگه مسیر مشخص باشه...
اگه دلت برای رفتن دل دل کنه...
باید رفت...
خستگی!گاهی وقتا نفس گیر میشه...
اما باید رفت...
دل ُ سپرد به اونی که مهربونیش مرهم همه ی زخماس... به اونی که لطفش همیشه شامل حالم شده...
به اونی که همیشه و تحت هر شرایطی هوامو داشته...
با وجود همه ی خطاهام ،کم آوردنام ،بد شدنام ،بازم پشتمو خالی نکرده...
باید پاشد ،خاکا رو تکوند ،اشکا رو پاک کرد ،درد زخما رو بهونه نکرد و ادامه داد... بهتر و جدی تر...
باید ادامه داد...
توو دنیا چیزایی هست که مدام تکرار میشن... تکرار میشن که بهت ثابت کنن تا زمانی که خودت نخوای این دور تکرار تمومی نداره...
تو شاید هیچ وقت یادت نیاد که چی بهت گفتم ولی من هر چی که توو قلب و ذهنم بود رو بهت گفتم...
"بهت قول دادم "
میدونی که زیر حرفم نمیزنم چه برسه به اینکه قول بدم...
بهت "قول" دادم.... مطمئن باش ناامیدت نمیکنم...
من آدم سفرهای مذهبی نیستم...
تقریبا الویت های سفرم همیشه جایی بوده که دور باشه ، بشه استراحت کرد ، و بشه تا مرز خفگی و دل درد خندید و خوش گذروند...
اما الان دلم خواست که مشهد بودم...
+اگه کسی شبا نمیتونه بخوابه بهش توصیه میکنم برای کنکور سال بعد ثبت نام کنه!مطمئن باشه با این کارش تحت هر شرایطی میتونه هرجا!حتی تو تاکسیم بخوابه!
+یکی از سوالام که هنوز جواب داده نشده اینکه چرا مامانم همیشه میگه "ظرفا رو من میشورم!" خوبه حالا هر روز خودم ماشین ظرف شویی رو خالی میکنم!!
+کنکوری موجودی ِ که وقتی کم میخوابه بهش میگن چرا کم میخوابی ؟
وقتیم 6-7ساعت ناقابل میخوابه بهش میگن تو که کل روز رو میخوابی! :/
حالا اونیم که این حرف رو میزنه توو طول روز راااااااااااااااحت 9ساعتی میخوابه!مابقی ِ روزم مشغول تلفنی حرف زدن با آدمایی که دیروزم باهاشون کمه کم دو سه ساعتی حرف زده! و مثل شمای کنکوری توو سرما و گرما از این سر شهر نمیره اون سر شهر!
و دوباره هدایت بحث تا رسیدن به همون آدم همیشگی...
همون آدمی که این چند وقته کلی ازش حرف میزنی...
براوو که با جدیت تمام میتونی چندتا جمله ی معمولی رو تا اینجا برسونی که من شک کنم آخه گرم بودن هوا چه ربطی به این داره که چند روزه درگیر کارای شخص مورد نظری!
چرا فک میکنی درباره ی آدمی که تا به حال ندیدمش باید نظری داشته باشم ؟اونم منی که به قول خودت دیوارام رو تحت هر شرایطی حفظ میکنم...
منی که حتی خود تو رو هم پشت اون دیوارا نگه داشتم...
زدم توو خط نشنیدن...
دیدی که جملات رو تکرارم کردی اما نه نگاهت کردم و نه حتی نشون دادم که شنیدم...
خوب شد! حداقل دیگه ادامه ندادی...