گرچه چون موج مرا شوق ز خود رستن بود
موج موج دل من تشنه ی پیوستن بود
یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر
بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود
خواستم از تو به غیر از تو نخواهم اما
خواستن ها همه موقوف توانستن بود
کاش از روز ازل هیچ نمی دانستم
که هبوط ابدم از پی دانستن بود
چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت
همه ی طول سفر یک چمدان بستن بود
+دیشب خبر دار شدم که دوستم یکی از عزیزترین آدمای زندگیشو از دست داده....
چقدر زود، دیر شد!
دقیقا
من رمز میخوام خب
واقعنی اون پست چیزی نداره... شیطونه میگه عمومیش کنم ببینین چیزی نداره
اوکی
واقعا هیچی نداره...
منم رمز خواست
البته اگه اشکال نداره
اون پست هیچی نداره عزیزم...
از خدا برای دوستت صبر میخوام برا عزیزش آرامش و شادیه روح
منم یکی از دوستای مجازیم تو یه ماه پسر عمه ی 22 سالش و عموی 40 سالشو از دست داد
اونقد داغون بود
هوای دوستو داشته باش
واقعا سخته...
سعیمو میکنم...
هعی هعی هعی
حالا دیگ خصوصی مینویسه نسا خانوم!
عزیزم چیز خاصی نیس... خواستی رمزو بدم بخون...
روبراه شه فقط!
تجربه گندی عه...دیدن مرگ
چی بگم....
حس فوضولیم دوباره برانگیخته شد:)))))
میخوای حدس بزنم?!
;)))
کلمه رو ؟باشه ببین میتونی ؟
خداوند، رحمتشون کنه ان شاءا...
ممنون...
آخی...عزیزم:)
برای دوستت از خدا صبر یخوام...
مرسی گلم...