زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...

زنانه ترین ناگفته های حوا

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید،اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید،این منم قهرمان خودم...

من با ماتمِ این شهر چه مانوس شدم!

و این را فهمیدم که آدم ها نباید در زندگیشان خیلی چیزها باشند

راهزن ، فراری ، قاتل ، دروغگو ، ترسناک ، سرگردان  و خیلی چیزهای دیگر

اما مهم ترینشان این بود که آدم ها نباید ترسو باشند.



ترسو که باشی زمانی که باید اصل مطلب را تمام و کمال به او بگویی حرف هایت را میخوری و یک لیوان نوشابه ی گازدار هم روی آن ، برای این حرف ها همیشه به دنبال فرصت بهتر میگردی در حالی که اگر از تمام آدمهای دنیا هم بپرسید فرصت بهتر چه وقتی است هیچکدامشان برایت جوابی درست و قانع کننده نخواهند داشت .


ترسو که باشی آن جایی که باید بگویی گور پدر همه چیز ،تسلیم ترس ات میشوی ، قدم های رو به عقب به سراغت می آیند و چاره میشود رعایت کردن فاصله قانونی ات با همه چیز . 


ترسو که باشی وقتی زندگی داد اول را روی سرت کشید ناخودآگاه به پشتت نگاه میکنی و به دنبال امن ترین راه ممکن برای فرار میگردی .


ترسو که باشی بدست نمی آوری و به جای آن فراموش کردن را خوب خوب یاد میگیری ، 

فراموش کردن بغلی که میشد داشت ، 

فراموش کردن موهایی که میشد درونش دست انداخت ، 

فراموشی قدی که بدون پاشنه های فلان سانتی هم میتوانست با شانه هایت رقابت کند 

فراموشی صدایی که میتوانست دوای ریخت و پاش های ذهن ات باشد .


ترسو که باشی مجبور میشوی به سانسور ، سانسور خودت ، دوست داستنی هایت ، کارهایت ، دنیایت ، حرف هایت ، میشوی مثل فیلم های سانسور شده ای که هیچکس هیچی از آن نمیفهمد ؛ حتی نویسنده اش .


ترسو که باشی درست هنگامی که درجمع دوستانش دارد تورا نگاه میکند به جای لذتِ عجیب نگاه ممتد در چشمانش ، دزدیدن بچگانه ی نگاه ات از او را یاد میگیری .


ترسو که باشی کل زندگی ات میشود پاس های رو به عقب، آنقدر رو به عقب بازی میکنی تا حمله را از یاد میبری ، لذت یورش ، لذت گل زدن ، لذت خوشحالی های بعد از گل ،لذت لبخند .


سال ها پیش کسی مرا کنار کشید و گفت دعوا کردن کاری نیست که آدمی برای آن ساخته شده باشد اما اگر روزی دنیا به این کار مجبورت کرد این را به یاد داشته باش ، هر کسی سرت داد کشید تو با صدای بلندتری سرش داد بکش ، نگذار کسی خیال کند که ترسیده ای ، ترس است که باعث قوی تر شدن موجود روبرویت میشود ، برای ما آدم ها گاهی آن موجود روبرو میتواند یک آدم باشد ، گاهی روزگار و خود زندگی و گاهی هزاران چیز دیگر .


باختن سهم همه ی آدمهاست ، همانطور که بردن

در غربال روزگار یک روز آدم ها برنده اند و یک روزی هم بازنده

اما آدم های ترسو همیشه بازنده اند

و اینطور فکر میکنم که همیشه بازنده بودن غمگین ترین حال ممکن در دنیاست 

همین .


#پویان_اوحدى