خدایا...
فقط تو میدانی که در این شبهای پر تکرار
چه آرزو ها به سر دارم...
آرزو دارم که سر بر زانویت بگذارم...
دیگر دنیاییم بس است...
دیگر گناهم بس است...
دیگر عذابم بس است...
خسته ام...
خسته از نامهربانی این چرخ فلک...
دست را بگیر که دیگر طاقت ماندن ندارم...
صدایم کن...صدایم کن...